علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

85

آيين حكمرانى ( فارسى )

كلبى گويد : دربارهء « موعظهء حسنه » در اين آيه دو تفسير وجود دارد : يكى آن‌كه مقصود قرآن است ، هنگامى كه با لحنى آرام همراه باشد ، چنان‌كه كلبى خود عقيده دارد ؛ و ديگرى آن كه مقصود اندرزى است كه مشتمل بر امر و نهى باشد . جمله وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ نيز بدان معناست كه مىبايست حق را براى آنان روشن سازد و حجت را براى آنان تبيين دارد . بر اين پايه ، اگر فرمانده جنگ ، بيش از فراخواندن يادشدگان به اسلام و پيش از هشدار دادن آن‌ها به بيان ادله و براهين ، پيكارشان را بياغازد و غافلگيرانه بديشان هجوم برد ، ضامن ديه آنان خواهد بود . اين ديه بنابر مذهب شافعى همانند ديهء مسلمانان و بنابر قولى ديگر همانند ديهء كفار ، برحسب تفاوت آيين و اعتقاداتشان ، محاسبه خواهد شد . اما ابو حنيفه گفته است بر كشتن آنان ديه‌اى نيست و خونشان هدر است . هنگامى كه صف‌هاى پيكار به هم درآميزند ، براى رزمندگان مسلمان جايز است خود را به نشانه‌هايى از ديگران متمايز سازند و براى نمونه ، درحالىكه ديگران بر اسبان تيره‌گون يا سرخ مىنشينند ، آنان بر اسب‌هاى ابلق سوار شوند . اما ابو حنيفه استفاده از نشانه‌هاى خاص و سوار شدن بر اسبان ابلق را ممنوع دانسته و اين در حالى است كه [ از ديدگاه نگارنده ] ، اين منع هيچ وجهى ندارد . عون بن عبد اللّه از عمير بن اسحاق نقل كرده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در نبرد بدر [ به مسلمانان ] فرمود : « نشان اختيار كنيد كه فرشتگان نشان اختيار كرده‌اند » « 1 » . جايز است كه اگر امام [ از سوى دشمن ] به ميدان مبارزه فراخوانده شود ، خود به ميدان بشتابد ؛ چه ابىّ بن خلف در نبرد احد ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله را به هماوردى طلبيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز به نبرد او شتافت و او را به قتل رساند . نخستين نبردى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در آن حضور يافت نبرد بدر بود . در اين جنگ عتبة بن ربيعه ، پسرش وليد و برادرش شيبه كه از بزرگان قريش بودند به ميدان آمدند و مبارز طلبيدند . در پاسخ آن عوف و مسعود پسران عفراء و همچنين عبد اللّه بن رواحه كه همگى از انصار بودند به ميدان شتافتند . اما آن قرشيان گفتند : ما شما را نمىشناسيم ؛ شايسته است كسانى از همتايانمان به هماوردى آيند . پس سه تن از بنى هاشم به مبارزه آمدند . على بن ابى طالب عليه السّلام با وليد هماورد شد و او را كشت . حمزة بن عبد المطلب با عتبه هماورد شد و او را كشت . عبيدة بن حارث به رويارويى شيبه شتافت . آنان ضربتى تبادل

--> ( 1 ) . « تسوّموا فان الملائكة قد تسوّمت » . روايت را بنگريد در : ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 6 ، ص 437 ، ش 32722 ، ج 7 ، ص 263 ؛ ش 35916 ، و ص 354 ، ش 36668 ؛ طبرى ، تفسير الطبرى ، ج 4 ، ص 82 و 83 . - م .